نوشته های کوچولو
دی 1388
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
آرشیو

آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 17 دی ماه سال 1388
دوباره خوانی یک زندگی-قسمت پنجم

من و تو یه عمری با هم بودیم .. 

کی جدا میدیده از هم ما رو 

کی میونمون فاصله انداخت 

کیه که حل کنه این معما رو؛ 

 

از اون لحظه که دل به تو بستم 

از این که نباشی می ترسیدم 

به خودم می گفتم کاشکی می مردم .. 

اما اون روزا رو نمی دیدم ........ 

 

چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم‌ ِکی داره میشه 

چشاتو وا کن تا ببینی قلبم بی تو آواره میشه(شده!) 

بیا تماشا کن بی تو چیزی از دلم نمی مونه(نمونده!) 

واسه تو که قلبت از سنگه دل کندن ازم چه آسونه  

 

.......


چهارشنبه 2 دی ماه سال 1388
دوباره خوانی یک زندگی-قسمت چهارم

کجایی که ببینی من هنوزم

دارم تو حسرت چشات میسوزم

روزوشب دنبال یه راه چاره ام

که بازم پامو تو قلبت بذارم

همش کلافه مو تو فکر اینم

که هر جوری شده تو رو ببینم

ببینم که بهت بگم ببخشید

دلم حرف تورو هیچ وقت نفهمید

یه وقتایی میام کنار خونه

همون وقتایی که دارم بهونه

یه چند وقته بهونه تو میگیرم

حالم خرابه و دارم میمیرم

غریبه ها نتونستن بفهمن

یه ذره از دل و از حرفای من

پشیمونی مثله غصه میمونه

تموم خنده هاتو میسوزونه

           ***

پشیمونم پشیمونم پشیمون

پشیمونم برات مغرور بودم

تو بودی و ولی با تو نبودم

تو بودی و من از تو دور بودم...

           ***

کسی جاتو نمیتونه بگیره

برای گفتن این حرفا دیره

میدونم که دیگه دوسم نداری

ولی تو توی قلبم موندگاری

میدونم دیره و دیگه تمومه

ولی چیکار کنم که آرزومه

دوباره تو بشی چراغ خونه ام

منم پیشت باشم دردت به جونم

میدونم دیره و دیگه تمومه

ولی چیکار کنم که آرزومه

           ***

پشیمونم پشیمونم پشیمون

پشیمونم برات مغرور بودم

تو بودی و ولی با تو نبودم

تو بودی و من از تو دور بودم...


پنجشنبه 5 آذر ماه سال 1388
دوباره خوانی یک زندگی-قسمت سوم

شرمندتم! 

 

که ستاره داشتم و....دنبال اون می گشتم و..............شاکی از این بودم که من ستاره ای ندارم 

ستاره بود تو مشتم و .......تکیه می داد به پشتم و .........احساسشو می کشتم و  

 

احساستو می کشتم..


یکشنبه 29 شهریور ماه سال 1388
دوباره خوانی یک زندگی-قسمت دوم

 
 سلام

 
این دیگه جرم نیست که سالی 1 بار بهت ایمیل بدم و تولدت تبریک بگم. احتمالا دیگه همسرتم ایمیلات و چک نمیکنه که بخوای عصبانی بشی.از این بابتم مطمئنم که این ایمیل سالی یه بار دلتو نمی شکونه که مثلا چرا خاطراتتو برات زنده کردم.
من حتی نمی دونم این ایمیل و می خونی یا نه، اصلا این ادرس ایمیلتو چک می کنی یا نه، یا شاید چک کنی و نخونده پاکش کنی. ولی مجبورم برات ایمیل بزنم. اگه سالی 1 بارم چیزی بهت نگم، یا حد اقل فکر نکنم که چیزی بهت گفتم ، چیزی ازم نمی مونه..می ترکم
 
تولدت مبارک - بدون شرح از خاطراتی که شده برام عادت

پنجشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1388
دوباره خوانی یک زندگی-قسمت اول

و امروز . . . پس از گذر زمان، به من بگو ! به کجا رسیده ام؟

اگرچه قلب شیشه ای احساساتم را با سنگ نامهربانی ها شکستی؛

ولی من تو را « همانگونه که بودی » به یاد می آورم!!!


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 68172


Powered by BlogSky.com